راه های توانگری

خوش امدید

زمانش فرارسيده است كه بياساييد و از آنچه فراگرفته ايد كامروا شويد.زيرا اكنون صاحب ((انديشه توانگر))هستيد كه آماده قانون افزايش است.

كاربرد قانون افزايش آسان و دلپذير است.نخستين شرط آن ايجاد و حفظ گرايش اقزايش غني نسبت به همه چيز و همه كس است.به عبارت ديگر,بگذاريد انديشه اصلي شما نسبت به خودتان و ديگران,انديشه هايي غني و سرشار از كاميابي و موهبتهاي دل افروز باشد.

وقتي خودتان و ديگران را موفق و توانگر ببينيد,به راستي كه كمك مي كنيد تا چنين شود.به هنگام هرگونه تماس_تلفن,نامه,ديدار_بگذاريد انديشه يي كه نسبت بهع شخص مقابل داريد نيكي افزون تر باشد.همين كه نسبت به او(يا آنها)انديشه يي غني درسرداشته باشيد,چون گامي عظيم عمل مي كند,تاآنها به همان شكل درآيند و دگرگون شوند.شايد آنها از انديشه شما نسبت به خودشان آگاه نباشند,اما ذهن نيمه هشيار آنها انرژي مثبت انديشه شما رامي ستاند و به طرزي غني بركت مي يابد. معمولا هم به شيوه يي توانگرانه و شادي بخش پاسخ مي دهند!

به راستي كه وقتي مردم تفكر توانگرانه را براي خودشان و ديگران آغاز مي كنند,چه سريع امورشان عوض مي شود و بهبود مي يابد.

همه مردم در خوراك و پوشاك و خانه بهتر و زيبايي و دانش و رفاه و شادي و تفريح و تجمل و رضايت شغلي و اوقات فراغت,جوياي افزايش هستند و بايد هم باشند زيرا آرزويي الهي است.از اين رو,آرزوي الهي است كه مي تواند از طريق قوانين معنوي انديشه توانگر در سطوحي الهي تجلي يابد.

چه قدر خوب است اگر به جاي قانون منفي كاهش,از قانون مثبت افزايش استفاده شود.اغلب وقتي مردم به انتقاد و ملامت و تحقير ديگران مي پردازند نمي دانند كه طبق قانون كنش ذهن,به دعوت همان ويژگي ها رفته اند و همان ها را به زندگي خود فرا مي خوانند. هرگز وقت خود را_ خواه درباره خودتان و خواه ديگران_با انديشه كاهش تلف نكنيد.يقين بداريد آنچه از خود بيرون مي فرستيد چند برابر به خودتان برمي گردد وهمان گونه تجربه ها را درزندگيتان پديد مي آورد.

از راه هايي بسيار ساده مي توانيد قانون افزايش را بيدار كنيد.بايد اين قانون را به طرزي مثبت و جسورانه براي خودتان و ديگران برزبان آوريد.قانون افزايش بايد در سيما و اعمال شما نمايان باشد. حتما عبارت تاكيدي مربوط به قانون افزايش را هر روز بنويسيد و مجسم كنيد و ثمرات غني و نيكوي آن را فرمان دهيد.

اغلب اوقات ما به جاي قانون افزايش از قانون كاهش استفتده مي كنيم وبا اين كار,توانگريمان را به تعويق مي اندازيم. اگر با استفاده از قانون كاهش موهبتهاي خود را محدود كنيد, هرگزاز نتيجه محدود احساس خرسندي نمي كنيد.عاقبت بايد قانون افزايش را به كار بريد .پس چرا از اول به اين كار دست نزنيد و به جاي ماندن در نياز و تنگنا و محروميت سرزمين موعود خود كه نيكويي عظيم تر است نشويد؟همواره بايد از خود احساس افزايش را برون بفرستيد,به گونه يي كه همه در تماس با شما احساس استغنا را رديابند.به هنگام نوشتن نامكه يا تلفن يا ديدار يا حتي انديشه درباره ديگران,براي افراد خانمواده و دوستان و همكاران و آشنايان و رهبران جهان و هركس كه به ذهنتان مي آيد, موهبتهايي افزون تر بطلبيد. براي آنها از عبارات تاكيدي استفاده كنيد مثلا:(با افزايش غني موهبتهاي متعال خدا برايت بركت مي طلبم.)كلام جسورانه سرشار از ايمان و يقين و افزايش را رو در روي آنان نيز بر زبان آوريد.گاه تنها اداي چند كلمه مي تواند براي ديگران شگفتيها بيافريند.

وقتي از كسي سخن مي گوييد, تنها درباره موفقيت او صحبت كنيد. اگر كسي را مي شناسيد كه اشتباهات گذشته را كنار گذاشته است,گذشته اش را ناديده بگيريد و كمكش كنيد تا كاميابي اين لحظه اش شكوفا شود و تنها برنيكي كنوني او تاكيد كنيد.با اين كار نه تنها بر نيكي افزون تر او مي افزاييد, بلكه با وجداني آسوده به خواب مي رويد.

براي خودتان نيز سرشار از انديشه افزايش باشيد. احساس كنيد كه روز به روز موفق تر مي شويد و به ديگران نيز كمك مي كنيد تا موفق تر شوند. هرعمل و لحن و گفتار و هر نگاه شما بايدنشان دهنده  يقين آرام و غني شما از كاميابي باشد.هرگاه عالم ذهنتان سرشار ازاستغنا باشد,ديگر لزومي ندارد توسط كلام,ديگران را از كاميابي خود مطمئن كنيد.زيرا كاميابي وجودتان ساطع مي شود و همه نا خودآگاه آن را احساس مي كنند.مشتاقانه مي خواهند با شما وارد معامله و مجالست شوند زيرا استغنا و كاميابي و توانگري كه از وجودتان مي تراود,آنها را به سوي خود جذب مي كند.

كافي است احساس دولتمندي و كاميابي را در خود ايجاد كنيد تا مردماني صاحب انديشه توانگر كه تاكنون نديده بوديد مشتري و مراجع و همكار و دوست شما شوند.مردم به طور ناخودآگاه به جايي مي روند كه سرشار از فضاي افزايش باشد.كسب و كارهايي كه به سرعت گسترش مي يابند و بركتهاي بيكران به ارمغان مي آورند از اين دسته اند. وقتي در ذهنتان به ديگران انديشه افزايش هديه مي كنيد و در ژرفاي آرامش و سكون به اين تجسم سرگرم مي شويد,ديگران به سوي شما كشيده مي شوند و بي درنگ توانگرتان مي كنند.

ادامه دارد....................................................................

 

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:20 توسط |

درطول تاريخ,فرهنگها و مذاهب سراسر دنيا ازآتش به عنوان نماد رهايي و نيز تولد دوباره و بخشش و پاكسازي در مراسمي ويژه استفاده كرده اند.بوداييها در مراسم مراقبه ازآتش استفاده مي كنند تا ذهن را از تاثيرات منفي عشق و شهوت كه معتقدند بازدارنده ي دستيابي به آگاهي و وارستگي است,پاك كنند. در بعضي فرهنگها از آتش به منظور دور كردن ارواح خبيثت استفاده مي شود. در بعضي مراسم نيزآتش را به صورت شمعي كوچك د رفانوسي شناور بر رودخانه در شبي مهتابي به كار مي گيرند. عده اي نيزآتش مي افزودند وهمراه با صداي طبل و دهل به دور آتش مي چرخند و فرياد مي زنند و مي رقصند و مي خوانند.

بدون در نظر گرفتن ميزان آتش و موارد مربوط به آن, تمام اين مراسم دريك چيز مشترك هستند,وآن اين است كه آتش افروزي بتواند نوعي آزادي و پاكسازي و تهذيب به دنبال داشته باشد كه به آغاز دوباره منتهي مي شود.

درضمن,بيشتر ما بارهاي عاطفي مان رادر تمام روز با خود حمل مي كنيم بي آنكه متوجه باشيم چطور برشرايط زندگي مان تاثير مي گذارد.آيا در رها كردن خطاهاي گذشته ات مشكل داري؟ آيا به طور مداوم پدر و مادرت را بابت روشي كه تو را بار آورده اند,سرزنش مي كني؟آيا هنوز بابت عشق بزرگ زندگي ات كه سالها پيش از دستش داده اي, ماتم گرفته اي؟

ما به انواع اين عواطف و تجارب مي چسبيم زيرا درگذشته باآنها احساس راحتي مي كرديم و برايمان حكم پتوي آرامش بخش دوران كودكي را داشت. ما به دنبال بخشش در مورد خطاهايمان هستيم,اما در بسياري از مواقع برايمان راحت تر است كه به جاي سرزنش خودمان, ديگران رانكوهش كنيم و غرورمان به ما اجازه ي بخشش نمي دهد. تصور مي كنم حمايت از نفس مان مانع ازاين مي شود كه طرد شويم. متاسفانه واقعيت اين است كه اگر اين احساسات رها نشود, روي هم تلنبار مي شود,تقويت مي شود و مانع از گذراندن زندگي توام با لذت مي شود.

اما چطور مي توان از شر احساسات منفي خلاص شد؟بايد دست به كار شويم.در اغلب موارد تحت تسلط مسايلي هستيم كه خود از آن خبر نداريم.ابتدا به آنچه چشمانمان را كور كرده است و خود از آن بي خبريم,پي ببريم,چيزهايي همچون رفتارها و الگوها,كه ما را در زندگي عقب نگه مي داشته است. پي بردن به اين موارد ما را قادر مي سازد به سوي جاده اي جديد گام برداريم.يكي از موثرترين راهها براي به دست آوردن ديدگاهي تازه در مورد مشكلات و همزمان دست به كار شدن براي اصلاح آنها,اين است كه آنها را مشخص كنيم و به حالت نمادين پاكسازي با آتش, در موردش تصميم بگيريم.

لازم است بعضي رفتارها و احساسات ناسالم را رها كني.بايد برگه هايي از كتاب زندگي ات را كه منعكس كننده ي شرايط توست, پاره كني,آنها را بسوزاني و سپس درسهايي ساده به جاي آن ملكه ي ذهن كني.وقتي عواطف و رفتارهاي منفي را از زندگي ات پاك كني,پس از آن حال و هوايي تازه پيدا مي كني و هر روز خورشيدي ديگر برايت طلوع مي كند.طلوعي دوباره در انتظار توست!

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:19 توسط |

آيا به طور مداوم درگير مناظري ذهني هستي كه به تو بگويد به حد كافي خوب نيستي و قدر مسلم شكست مي خوري؟

اجازه نده اين نداي دروني مخرب تو را از فبول چالشها يا قدر داني از موفقيتهايت باز دارد.به كمك جمله هاي مثبت م عبارات تاكيدي ذهني, با اين عدم اعتماد به نفس بجنگ و دور و بر خودت را پر از دوستان حامي  و اعضاي خانواده كن تا مشوق تو باشند. تو خصايصي بي نظير داري و هرچه بيشتر به آن بپردازي,سريعتر عدم اعتماد به نفس ات از بين مي رود. انتخاب كن كه تو خود قويترين حامي خودت هستي , نه بدترين منتقد خود,و كلماتي همچون (نمي توانم) و (بد)را درآتش بسوزان.

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:18 توسط |

تاوقتي ديگران را بابت اشتباهاتت سرزنش مي كني,نقش قرباني را بازي مي كني كه تو را در زندگي شخصي ات فاقد اقتدار مي سازد.

اولين گام به سوي توانمندي, قبول تمام اعمال و مسوليتهاي خودت است و اينكه مشتاقانه پدرو مادرت را بابت اشتباهاتت ببخشي.متوجه باش كه آنان هم بشر هستند و الگوهايي را براي تو پياده كردند كه پدر و مادر خودشان براي آنان پياده كرده بودند.

تو قادري چرخه ي منفي خانوادگي را از طريق تلاش آگاهانه براي جايگزين كردن چرخه مثبت,تغييردهي. تو به عنوان بزرگسال قادري بعضي درسها و ارزشهايي را كه در طول دوران رشد دوستشان داشتي,حفظ كني و آنهايي را كه دوست نداشتي دور بريزي.شايد بتوان گفت :تصميم گيري بدون توجه به گذشته خوب است.

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:18 توسط |

تقريبا همه مردم قوم و خويشي دارند كه حكم خون آشام عاطفي را برايشان دارد. شايد در مورد تو همسايه ات باشد كه دائم ((يك لطف ديگر))ازت مي خواهد يا دوستي كه هميشه گرفتاري و مشكل دارد ولي وقتي تو به او نياز داري,گم و گرو مي شود. اينها افرادي هستند كه وقت و نيروي تو را مي كشند و درعوض چيزي به تو نمي دهند. شايد تو دائم به آنان خدمت مي كني صرفا چون احساس تقصير مي كني يا مي خواهي حد و مرز را حفظ كني.

خودت را از شر اين افراد نجات بده.به روابط خودت بيشتر توجه كن و بفهم كدام يك ناسالم و كدام دو طرفه .سپس رابطه اي را كه به تولطمه مي زند, رها كن.اگر براستي براي دوستي ارزش قايلي,قبل از اينكه رابطه ي دوستانه ات را قطع كني,سعي كن آن را بانتايج موفقيت آميز وسعت ببخشي.يادت باشد افراد خوب و با ملاحظه ي زيادي در اين دنيا وجود دارند. بنابراين وقت صرف كن و از محبت افراد خوبي كه مي شناسي ,لذت ببر.

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:16 توسط |

وقت و پول خودت رابيشتر صرف ظاهر مي كني يا ايجاد زندگي معنوي پربار؟

درعين حال بجاست ظاهر آدم خوب باشد,لزومي ندارد اين همه به سر و وضعت اهميت دهي يا دائم نگران باشي كه ديگران چه نظري درباره ات دارند. اين كاري است بيهوده .شخصيت آدم است كه سرمايه ي زندگي اش به حساب مي آيد.وقتي پا به سن بگذاري و درخشش جواني ات از بين برود,روح و روان توست كه مي درخشد.تمرين تواضع و فروتني كن.يادبگير چطور انسان باشي. همين و بس.

درچه زمينه هاي ديگري ممكن است خود خواه باشي؟درگفت و گو؟آيا به جاي گوش سپردن به ديگران,بيشتر دربارهي خودت حرف مي زني؟آيا دلت مي خواهد توجه همه به تو جلب باشد يا آن قدر اعتماد به نفس داري كه اهميت ندهي كسي ديگر شمع محفل شود؟

تكبر و خود خواهي دربيشتر مواقع نشانه ي احساس عدم امنيت است. پس براي اينكه منيت را از خودت دور كني,بايد اعتماد به خودت را تقويت كني. دست به كار شو و سعي كن در مسابقه بهترينها در*خصايص دروني*مقام اول را كسب كني.

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:15 توسط |

غرور هم مي تواند خوب باشد و هم بد. بستگي دارد كه چطور بروز كند. اگر خوب كار كني, اشكالي ندارد بابت موفقيت هايت به خود ببالي .امكانش هست كه غرور باعث جداي يدوستان شود. همچنين ممكن است مانع كمك به كسي شود كه واقعا هم محتاج كمك است.

وقتي بايد از كسي قدر داني كني,كله شقي را كنار بگذار و فردي را كه كينه اش را به دل داري,ببخش.حمل احساسات منفي هيچ فايده اي برايت ندارد. همچنين يادبگير كه چطور خودت راببخشي.همه ما مرتكب اشتباه مي شويم. تنها كار لازم اين است كه از اشتباهاتمان درس بگيريم.

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:13 توسط |

وقتي قرار است كاري انجام دهي,چند بار به بسياري كارهاي ديگر مي پردازي مگر آن كاري كه لازم است انجام شود؟آيا آن را مي گذاري براي آخرين لحظه؟تا وقتي غول دلهره به سراغت بيايد و تو راعصبي كند؟آيا احساس مي كني حواست پرت است يا به خودت مي گويي بمحض اينكه كارهاي جزئي ديگر را انجام دهي تا آنها را از سر راهت برداري,به كار مورد نظر مي پردازي؟

وقتي كاري را به تعويق مي اندازيم,نه تنها باعث ايجاد اضطراب در خودمان مي شويم,بلكه آن كار باعث رنج و عذابمان هم مي شود,چرا كه وقت كافي براي آن را در نظر نگرفته ايم. به اين مثال توجه كن: ظرفي را درنظر بگيرو تصور كن كه حكم زمان را برايت دارد.سنگهايي دراندازه هاي مختلف را هم در حكم كارهايي در نظر بگير كه لازم است انجامشان دهي.اگر تو اول از سنگهاي كوچك شروع كني و آنها را درظرف بريزي, متوجه مي شوي كه سنگهاي بزرگتر به سختي در ظرف جا مي گيرند. حالا اگر اول سنگهاي بزرگ را در ظرف بيندازي, سنگهاي كوچك به راحتي از لابه لاي سنگهاي بزرگ رد مي شوند و همه در ظرف جا مي گيرند.حالا هم دير نشده. از نو شروع كن!

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:13 توسط |

_آينده متعلق به كساني است كه به زيبايي روياهاي خود معتقد هستند.  (الينور روز دلت)

_موانع قادر به شكست من نيستند,هر مانعي در برابر عزم راسخ انسان سرتسليم فرود مي آورد.(لئونارد لروينچي)

_همه ما در دست خداوند تبارك و تعالي مداديم.(مادر ترزا)

_مي توانند, چون فكر مي كنند كه مي توانند.(ويرژيل)

_فلاكت آدمي را به خود باز مي شناساند.(لاادري)

_خرد بيشتر حاصل تجربه است تا مطاله. .(لاادري)

_پشت سرتان را باعصبانيت و جلوي رويتان را با ترس نگاه نكنيد, بلكه دور و برتان را با هوشياري بنگريد.(جيمز تربر)

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:9 توسط |

 

1.مشكل را يك فرصت بدانيد,نه يك محدوديت و تهديد.

2.يافتن مشكل را آغاز يك موفقيت در نظر بگيريد, نه شكست.

3.قبل ازهر اقدامي مدتي درباره ي مشكل پيش آمده تفكر كنيد.

4.انتظار و مقصود تان را از حل مشكل روشن كنيد.يعني در ازاي حل مشكل, مي خواهيد چه اتفاقي بيفتد و چه تغييري حاصل شود؟

5.راه حلي را كه به مقصود و انتظارتان نزديكتر است, انتخاب كنيد.

6.راه حل را اجرا كنيد و براي حل مشكل مورد نظر اميد حل را داشته باشيد.

 

**فرايند انديشيدن براي يك مسئله, فرايند روان, روان است نه دوان,  دوان. **

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:6 توسط |

دري مخفي به روي موفقيت

همواره از يك انسان خوشبخت سوال مي شود:(راز موفقيت شما چيست؟)

بالعكس هيچ,وقت از يك انسان شكست خورده و مفلوك سوال نمي شود: ((علت شكست شما چيست؟))چون به آساني مي توان حدسي زد,و موضوعي كه ديگر براي هيچ كس جالب نيست.

آن چه كه انسانها مايلند بدانند اين است كه چگونه مي توان در مخفي موفقيت را بگشايند.

موفقيت براي همه كس ممكن است,اما به نظر مي آيد كه پشت يك در, يا درپس حصاري قرار گرفته است.موفقيت شما به فضل خداوند مقدر شده و گرانبها ترين آرزوي قلبي تان است.

اما شما چه نوع ديوارهايي به دور شهر مقدرشده(موفقيت) بنا كرده ايد؟

معمولا اين ديواري است كه از كينه هايتان شكل يافته, كينه هايي كه نسبت به يك شخص يا برخي اوضاع و شرايط احساس مي كنيد و شما را از نعمت هايي كه برايتان مقدر شده است دور مي كند.

اگرهم خود شما شكست خورده باشيد و موفقيت هاي ديگران شما را تحريك و خشمگين كرده باشد, شما با اين عمل از دايره موفقيت دور مي شويد.

براي خنثي كردن اين حسادت و كينه و نفرت من عبارت زير را توصيه مي كنم.

آنچه كه خدا براي ديگران انجام داده,براي من نيز هم اكنون انجام خواهد داد و شايد بسيار بيش از آن را.

كلام مثبت است كه تغييراتي در شرايط زندگي شما ايجاد مي كند,مثل اينكه كلام و تفكرات از راديو اكتيو هستند.و اثرات آن چه حالات روحي و رواني و چه آمادگي هاي دروني و سلولي دربدن شما ايجاد مي كند.

كارتان را دوست بداريد,با عشق و علاقه آن را انجام دهيد, درمخفي موفقيت ها برروي شما گشوده مي شود. راز موفقيت,اين است


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 21:52 توسط |

آنچه به ظاهر غير ممكن مي آيد, مي توان ممكن ساخت و انجام داد.

هرگاه ما فهميديم جهان,جهان تاثيرات است هرآنچه بفرستيم به سوي خودمان باز مي گردد,دستخوش ترس از تاثيرات بازگشت عمل خود مي شويم.

{به نظر مي رسد كه جسم انسان نتيجه ميراث طولاني و بسيار قديمي از بيماري ها است,زيرا همان طوري كه لرد موني اهام بيان داشته, فرعون كه عبري ها را تحت فشار قرار مي داداز بيماري اسكلروز(كجي استخوان)رنج مي برده.درمعني لغوي اين بيماري با سخت و سفت شدن عضله قلب همراه است.وي با نشان دادن عكسهايي شگفت انگيز از عملهاي جراحي كه هزاران سال قبل از ظهور مسيح انجام شده است آن را ثابت كرده در ميان اينان كاليشه اي از آناتومي هاي فرعون آزار رسان عبريان بود.

فشار خون بسيار بالا شريان را به شدت ناتوان كرده بود,اين وضع با تغييرات ذهني همراه است كه براثر تصليب شرايين پديد مي آيد كه عبارتند از:((تنگ نظري, تهديد و ترس از ابتكار ,به عبارتي نوعي سخت دلي.))

اين امر در روزگار ما نيز حقيقت دارد همان اندازه درست كه هزاران سال پيش بوده است.ترس ها و ترديدهايتان شما را مبدل به يك برده كرده است. چه مي كنيد وقتي شما در شرايطي واقع مي شويد كه ظاهرا بن بست است؟ و اميدي در آن نمي بينيد و نيز,از شما هم مي خواهند خشت هاي بدون كاه بسازيد.

شما خشت هاي بدون كاه خواهيد ساخت.خداوند وسيله اش را فراهم مي سازد. درست لحظه اي كهفكر مي كنيد همه چيز تمام شده است.

ذهن استدلالي ,قوه ادراكي كه در ضمير هوشيار شما جايگاه فرعوني اشغال كرده و بي وقفه تكرار مي كند:((اين كار به چه درد مي خورد؟ اين امرامكان پذير نيست محال است بشود!))

يكباره خودمان را از قيد وبند اين تلقينات تيره با اين عبارت تاكيدي نيرو مند رها مي سازيم.بطور مثال اين يكي!((غيره منتظره رسيد! آن چه به نظر من محال است اكنون به وقوع مي پيوندد.))تكرار اين جمله به همه استدلال هاي ارتش بيگانه(ذهن استدلالي)پايان مي دهد.

دشمني هاي هركس شك ها, ظن ها, ترس ها, تشويش هايش هستند.

حال با خوشحالي فكر كنيد كه براي هميشه فشارهاي زندگي آزاد شده ايد و از اين پس امنيت,سلامتي, خوشبختي و ثروتمندي براي هميشه در ذهن نيمه هوشيار شما جاي خواهد گرفت.پس زندگي به معناي_از تمام محدوديت ها آزاد شدن _است.

اول ملكوت خداو عدل او را خواستار باشيد تا تمام چيزها به طور خود به خود براي شما, حتي اضافه برآن هم فراهم شود. وقتي نوسانات ما با موفقيت همراه شوند


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 21:49 توسط |

به خود عادت دهيد

ايماني كه مي داريد وقتي در صندلي راحتي به آرامي نشسته ايد, هيچ وقت به كوهستان منتقل نخواهد شد.پس به راحتي درجايي بنشينيد در سكوت به تمركز بپردازيد شما از حقيقت متعجب خواهيد شد و احساس كنيد كه ايمانتان متزلزل خواهد شد.يقين بداريد كه خداوند تكيه گاه شماست و اين كه محتاج به هيچ چيز نخواهيد بود.

شما باور كنيد كه خداي شما صاحب خير و توانايي است .سپس صندلي را ترك كرده و به ميدان زندگي وارد شويد.در صحنه زندگي بايستس بدون وقفه خود را هماهنگ با نوسانات محيط نگاه داريم.

آيا عمل ما با ترس يا با ايمان است؟با دقت انگيزه هايي كه شما را مطيع خود كرده زير نظر بگيريد,زيرا آن انگيزه هاست كه حوادث زندگيتان تشكيل شده است.

هيچگاه سخني را كه حامل فقر يا محدوديت است برزبان نياوريد, زيرا((از سخن هاي شماست كه برشما اوري خواهد شد.))شما همچنين به هرچه كه توجه كنيد به آن پيوند مي خوريد. و چنانچه شما بطور دائم از شكست ها و مصائب سخن گوييد و احساس كنيد كه روزگار خيلي سخت شده است,شما همان نتايج ذهني را متحمل خواهيد شد.وشكست ها به شما متصل ميشوند.به چشم اندروني تان عادت دهيد تا موفقيت را درشكست ببيند, سلامتي در وراي بيماري و بركت در ميان بدبختي.

 

نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 21:25 توسط |

قانون فرمان شكسپير نوشته است:((امور آدميان را جزر و مدي است كه از ميان سيل ,آنها را به سوي اقبال مي كشاند.))اين موهبت سيل آسا را كه از راه نوشتن آرزوها و تصاوير ذهني بنا كرده ايد , از طريق قانون فرمان رها مي كنيد و به ظهور مي رسانيد. قانون فرمان كليد شما براي توانگري و تسلط است.واژه فرمان يعني ((اختياريا كنترل داشتن)).از طريق گرايش اختيار مي توانيد كنترل موهبتي را كه مي خواهيد در زندگي تجربه كنيد به دست گيريد.نگرش بسياري از مردم نسبت به زندگي همچون زير دست به بالا دست است ,گويي زندگي كوهي بلند است كه بالاي سروجود ناچيز آنها ايستاده است.فانون فرمان به شما كمك مي كند تا بر قله اين كوه بايستيد و با احساس اختيار و اقتدار به جهانتان بنگريد تا ثمراتي مشابه را نيز به وجود آوريد. راز قانون فرمان اين است:اغلب بيان مثبت آنچه مي خواهيد در زندگي تجربه كنيد , تنها كاري است كه بايد براي از اين رو به آن روكردن رويدادهاي زندگي انجام بدهيد تا ببينيد كه همه موهبتهاي نيكو چه تند و چه آسان به سويتان مي آيند. هنگامي كه دل و جرات به خرج مي دهيم و اختيار وضعيتي را به دست مي گيريم و والاترين خواستهامان را فرمان مي دهيم ,شگفتا كه چه سريع درها براي تجلي آنها مي گشايند.اما قانون فرمان چيزي تازه نيست. واقعا استفاده از قانون فرمان آسان است. پس از اين كه فهرست آرزوهايتان را تهيه و ذهنا مجسم كرديد كه همه آنها به طور كامل به انجام رسيده اند , وقت آن است كه آن جوهررا به صورت كلام درآوريد و فرمان دهيد تا به عمل بدل شود. مردي دست راستش دچار ناراحتي شد.پزشكان گفتند كه از نظر ارگانيك دستش ايرادي ندارد. او كه از نفوذ كلام آگاه بود , دريافت كه مدام مي گويد:((حاضرم دست راستم را بدهم تا....))تصميم گرفت ديگر اين عبارت را بر زبان نياورد. دستش نيز خوب شد. گاه احكام ما دنباله واژه هايي است كه از سر بي فكري بر زبان مي آوريم.به دانش پژوهان ذهن همواره اهميت و نفوذ كلام را آموخته اند. خردمندان مصر و هند و ايران وچين وتبت همواره به شاگردان خود آموخته اند كه تنها زماني لب به سخن بگشايند كه بتوانند كلامي سازنده برزبان آورند.به علت آگاهي از خطر كلام كاهلانه , براي سنجش اين امر كه بر زبان آوردن كلامي خردمندانه است يا نه , معياري به اين شكل تعيين كردند:((آيا در اين كلام حقيقت هست؟آيا در اين كلام محبت هست؟و آيا بيان آن ضرورت دارد؟))حتي اگر حقيقت دارد , اما محبت ندارد, پس بيان آن ضرورتي هم ندارد! 99درصد ازمردم تا زماني كه به طور كامل از قانون فرمان استفاده نكنند , برمشكلات خويش فائق نمي آيند.اما به محض اينكه بيان روزانه و آگاهانه موهبت دلخواهشان را آغاز مي كنند ,فرمانهايشان به كار مي افتد و آرزوهايشان را برمي آورد. اين روزها مدام درباره ((عبارت تاكيدي))مي شنويم كه خود , نوعي فرمان است.بسياري به اثبات رسانده اند كه تمرين روزانه((عبارت تاكيدي))خواه به صداي بلند و خواه خاموش در دل, آسان ترين راه بيدار كردن قانون فرمان براي آفرينش نيكوييهاست. به راستي كه استفاده از عبارت تاكيدي براي ثمرات غني آنقدر ساده است كه بسياري از مردم نمي توانند به آن اعتماد كنند و دنبال راهي پيچيده تر مي گردند. وقتي با بيان ((عبارت تاكيدي)) موهبت دلخواهتان را به تاكيد مي طلبيد و درباره آنچه نمي خواهيد گفتگو نمي كنيد ,فرايندي تازه را در ذهنتان به كار مي داريد تا به تاكيد در فضاهاي اثيري نامريي گسترش يابد و در سطح مرئي ,موهبت دلخواهتان را متجلي كند.هرچه بيشتر موهبت دلخواهتان را به تاكيد بر زبان بياوريد ,با شتابي هرچه تمامتر شاهد ثمره مرئي آن مي شويد. هرگز نفوذ كلام رادست كم نگيريد.كلامتان جهانتان را مي سازد,اما اگر جهاني را كه پيشاپيش با كلام ناهماهنگي و تنگدستي و تنگناها ساخته ايد و دوست نمي داريد,مي توانيد با عوض كردن كلامتان به فرمانها و احكامي جديد, جهاني تازه و سرشار از موهبتهاي نامحدود و توانگري براي خود بسازيد. شما مي توانيد عبارت تاكيدي خود را بارها دست كم روزي 15دقيقه تكرار كنيد.اگر در موقعيتي نبوديد كه بتوانيد گوشه خلوتي بيابيد تا عبارت تاكيدي خود رابه صداي بلند تكرار كني, كاغذ ومدادي برداريد و آنها را بارهابنويسيد ,مثلا: ((من والاترين و عالي ترين ويژگيهاي همه مردم را دوست دارم.هم اكنون والاترين و عالي ترين افراد(مشتريهاومراجعان وبيماران و...)را به سوي خود مي كشانم.)) فروشنده يي دريافت كه با تكرار اين عبارت تاكيدي تنها اشخاصي را به فروشگاهش جذب مي كند كه به راستي قصد خريد دارند و حتما كالايي مي خرند.تكرار روزانه اين عبارت كه نوعي فرمان نيز بود ,به او كمك كرد تا چند موقعيت را كه از دست رفته مي پنداشت ديگر بار به دست آورد.يعني اشخاص بازگشتند وآن كالاهارا خريدند. شما از عبارات تاكيدي مناسب با خواسته هاي خود مي توانيد استفاده كنيد.يكي ديگر ازعبارات تاكيدي كه به شما پيشنهاد مي كنم اين است:(( هم اكنون همه چيز و همه كس موجب توانگريم مي شود و من نيز هم اكنون موجب توانگري همه كس مي شوم.)) صدها عبارت تاكيدي هست كه مي توانيد با استفاده از آنها به موهبت دلخواهتان فرمان تجلي بدهيد. نبايد در استفاده از آنها ترديد كنيد.مثلا اگر درآمدتان كافي نيست يا كيف پولتان خالي مي نمايد ,آن را ميان دو دست خود بگيريد و درگوشه خلوت خود ,چندين باربگوييد:(من برايت بركت مي طلبم و هم اكنون تو را براي ثروتهاي خدا كه در تو و از طريق تو متجلي مي شوند متبرك مي كنم.)وقتي با لذت غذا مي خوريد, براي خوراك و سفره خود بركت بطلبيد و از آنها قدرداني كنيد. وقتي لباس مي پوشيد ,با سپاس و شادماني جامه خود را به تن كنيد. من عبارات تاكيدي را براي كاربردهاي معين توصيه مي كنم.نمونه هايي از اين عبارات عبارت است از: براي عالي ترين و كامل ترين لباسي كه هركس داراي انديشه توانگرانه است بايد صاحب آن باشد:((سپاس مي گذارم كه زيباترين و بهترين لباس ها را به تن دارم.)) براي خانه عالي و زيبا و راحت ,چه يك اتاق باشد چه منزل چه آپارتمان :((سپاس مي گذارم كه در زيباترين ومناسب ترين مكان خانه دارم.)) _ {براي سلامت و جواني و زيبايي و موفقيت روز افزونم خدا را سپاس.} {{با حمد و ثنا , ثروتهاي بيكران خدا را پيشاپيش خود مي فرستم تا در اين روز هدايت وحمايت و توانگرم كند.هرآنچه نيازمندم هم اكنون مهيا مي شود. موهبت غني و دلخواهم امروز متجلي مي گردد!}} ازآنجا كه هرروز كلام كاميابي و توانگري را به زبان مي آوريد كه نوعي فرمان براي تجلي آنهاست تكرار اين 2عبارت تاكيدي را نيز توصيه مي كنم:/كلام من سرشار از قدرت ثروت بخش توانگري و موفقيت است./چون خدا در همه جا حضور دارد ,پس هم اكنون با حكمت و خرد او يگانه ام.حكمت و خرد او مرا به راههاي درست ,و به آرامش و كاميابي و موفقيت حقيقي هدايت مي كند./ حتي يك نفر را هم نمي شناسم كه هرروز به طور مداوم از عبارات تاكيدي استفاده كرده باشد و نتيجه دلخواه خود را نگرفته باشد. چه بسا افرادي هستند كه به طور نظري قوانين فرمان را حفظ و از بر باشنداما عملا موفقيتي در زندگيشان مشاهده نمي شود.بي رد خور بسياري از آنها مي پندارند كه 15دقيقه تكرار روزانه عبارات تاكيدي براي توانگري و موفقيت (دون شان آنها است)حال آنكه گفت وگو در مورد اوضاع سخت و تنگدستي و مشكلات گوناگون در تمام ساعات , يازندگي در قرض و تنگنا ابدا(دون شان آنها نيست)! البته انتخاب نهايي با شماست.مي توانيد در شاهراه موفقيت وتوانگري پيش برويد يا در كوچه پس كوچه هاي تنگدستي و مشكلات.درموارد حاد , براي ايجاد نتيجه دلخواه بايد از شيوه هاي مخصوص سود برد.اگر تكرار عبارات تاكيدي براي شما عجيب به نظر مي رسد عيبي ندارد.بگذاريد عجيب نشان دهد اما همچنان آن را ادامه دهيد.اگر واقعا مي خواهيد از مشكلات , توانگري و از شكست,موفقيت ايجاد كنيد راه ديگري نداريد. گاه نيز براي تجربه هاي خارق العاده لازم است برتلاشتان بيفزاييد. هرگاه از قانون فرمان استفاده كرديد اما نتيجه دلخواهتان را به دست نياورديد دليل آن است كه :
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 19:7 توسط |

در سالهای اخیر چه بسیار درباره اندیشه مثبت شنیده اغید.به علت این سالهای کسادی وبی برکت عبارت(مقتدرانه اندیشیدن) یا (اندیشه مقتدرانه)اندیشه یی است که فزونی ونماوکامیابی ودولت وشوکت وثمرات نیکو به بار آورد.

میزان ارامش وتندرستی وبرکت زندگیتان میزان توانگری شما را نشان می دهد. اندیشه توانگر به شما این قدرت رامی دهد که به آرزوهای خود جامه عمل بپوشانید.

سالها پیش بازرگانی که حتی شاید ازقدرت ((اندیشه توانگر))بی خبر بود همواره اندیشه مقتدرانه رابه کار می گرفت.هرگاه مردم ازاواز وضع بازار می پرسیدند بی درنگ پاسخ میداد: ((وضع بازار بی نظیر است.زیرا ازآسمان طلا می بارد!))به راستی نیز درمورد او چنین بود. باهرکس که روبه رو می شد معامله یی صورت می گرفت. چندی نگذشت که هرجا نامش برده می شد همه می گفتند:((او به هرچه دست بزند طلا می شود.))

این نمونه ای اندک از اندیشه توانگرانه است. دانشمندان نیک ندادر می دهند که این عالم جوهر نامحدود است.آدمی از طریق اندیشه ها وعواطف وکلام واعمالش از جوهر غنی وبیکرانی که درون وپیرامون اوست جهان خویش را می افریند.

حقیقت تکان دهنده درباره توانگری این است که توانگربودن کاملا درست است نه نادرست.

راسل اچ.کاول درسخنرانیهای مشهورش:((کرورها کرور الماس))تاکید می کند: مجبورید ثروتمند باشید حق ندارید که فقیر باشید. زندگی کردن وثروتمند نبودن حتما بداقبالی است وبدبختی مضاعف آنکه به همان اندازه که می توانید فقر باشید میتوانید ثروت مند باشید.این وظیفه ی ماست که از راههای شرافت مندانه ثروتمند شویم.        

توجه کنید که واژه ((ثروتمند ))به معنای برخورداری از وفور نعمت وهمچنین زندگی غنی ترورضایت بخش تراست.همانا میزان توانگری شما میزان آرامش وتندرستی وشادمانی وفراوانی شما رانشان می دهد.

باردیگر تاکید میکنم که توانگربودن کاملا درست است بدیهی است اگر فقیر باشید نمی توانیداحساس شادمانی وخوشبختی کنید.وانگهی لازم نیست فقیرباشید.فقر جهنمی زاییده از کوربودن انسان دربرابر نعمات بیکران خدا برای آدمی است.

فقر سبب میشود که زندان ها از دزدان وجنایتکاران پرشود.فقر انسانهارابه سوی اعتیاد وفسادوفحشا سوق میدهد.باعث می شود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر بودن به فکرشان نمیرسید.

وانگهی اگر توانگر نباشید نه به درد خودتان می خورید نه به درد دیگری. اگر زندگی انسان در عرصه ذهنی عاری از فعالیت خلاق باشد بدون کتاب یا بدون فرصت برای کامجویی ازدانش وفرهنگ بدون لذت ازموسیقی وهنر بدون پول یامجالی برای سفر وسایر فعالیتهای فرهنگی مشابه زندگی ذهنی او نیز ناقص می ماند.اگر آدمی درعرصه معنوی فرصتی برای تفکرومراقبه ومکاشفه ودعا ومطالعات معنوی نداشته باشد دراین عرصه به کمال نمی رسد. حال آنکه توانگری درهر سه عرصه مادی وذهنی ومعنوی برای کمال انسان ضرورت دارد.

دلیل اصلی اینکه می خواهید توانگر باشید این است که باید توانگر باشید.دلیلی ندارد که توانگری رااز زندگی معنوی خود جدابدانید.لازم نیست دردوعالم زندگی کنید.شش روز هفته رابدوید وروز هفتم به خدا فرصت دهید تا نشانتان دهد که چه می تواند بکند.هرروز هفته وهر لحظه خدارا دولتمند وپرمحبت ببینید که وضع شمارامی داند واحساسهایتان رادرک می کند ونسبت به همه امور شما علاقه مند است ومراقب جزجز زندگی شماست.درباره همه کارهایتان - خواه امورمالی وخواه سایر امور – هدایت اورا جویا شوید وفرمان الهی او را بطلبید. آنگاه ازبهبود دلپذیر همه جنبه های زندگیتان به شگفت خواهید آمد.

اکنون برای پایداری ساختن این گرایش توانگرانه درذهن خود که خدا به عنوان آفریننده این عالم غنی منشا برکت آدمی است وازاین رو اراده خدا برای شما ثروت این عالم است پیشنهاد می کنم این کلام رادردل خودتکرار کنید :((خدای خودرا به یاد می اورم زیرا اوست که به من قوت می دهد تا توانگری پیداکنم.))شاید فکرکنید ));آیااین طرز تفکر علمی است؟آیا چنین گرایشی موجب می شود که کفش به پای بچه برود وغذا برسرسفره بیاید واجاره خانه پرداخت شود؟))البته که چنین است.

اگرخدارا منشا همه برکتها وثروتهای خود بدانید وبرای یکایک جزییات امورمالی خود چشم امیدتان رابه او بدوزید همه جنبه های زندگیتان ثبات می یابد. آنگاه زمانی می رسد که شاهد اضطرارها وفوریتهای مالی نخواهید شدوبه مایده های بی درنگ آسمانی نیاز نخواهد داشت.شگفت اینکه هر چه بیشتر خدا را سر چشمه روزی خود بدانید اوضاع مالی تان بهتر می شود و همواره جوهری که نیازهایتان رابر می آورد دردسترس شما خواهد بود.شاید فکرکنید:((اگر توانگری من دراصل از جانب خدا می آید واگراو منشا روزی من است پس فایده اندیشه توانگرانه چیست وبه چه درد می خورد؟ اصلا میان اندیشه توانگرانه وبرکاتم چه رابطه یی وجود دارد؟))

برکت غنی خدا از روز ازل پیرامون شما وهمچنین به صورت استعداد ها وتواناییهای بالقوه وآرمانها واندیشه هایی در انتظار تجلی درون شما بوده است ونگرشهای شما به مثابه اتصال شما برای دسترسی به جوهر وخزانه غنی خداست.خدا تنها کاری را می تواند برایتان بکند که بتوانید آن را از طریق آرمانه واندیشه ها و واکنشهای خودتان بیان وعیان کنید.ازهم اکنون تماس با جوهر غنی جهان پیرامون  وجوهر غنی عالم درونتان را آغاز کنید وندا در دهید:ازهمین لحظه هدایا وعطایای خدارا از درون وبیرونم برمی انگیزم و از هرجهت وهر دست برکت کامرانی و شادمانی وکامیابی راستین به سوی من می آید.باتکرار این عبارت همه ثروتها ودولتهای این عالم غنی را به سوی خود می کشانید و از طریق خویشتن متجلی می سازید.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:44 توسط |

ابتداي بحث از جيمز آلن فيلسوف نامدار بياموزيم كه:))آدمي با انديشه هايش كليد اوضاع وشرايط را مي چرخواند وهمه عوامل تحول وتجديد حيات براي اينكه آنچه رااراده مي كند از خويشتن بسازد پيشاپيش درون خود اوست.))   

به راستي كه قوانين حاكم بر توانگري همان اندازه قابل اعتماد واطمينان است كه قوانين رياضي وموسيقي وفيزيك وساير علوم.دانشمندان اين قانون را قانون عمل وعكس العمل مي خوانند.بعضي نيز آن راعرضه و تقاضا خوانده اند. امرسون آن راقانون جبران وتلافي مي خواند كه طبق اين قانون هرجنسي هم جنس خود را جذب مي كند(كند هم جنس با هم جنس پرواز)وآن راقانون قانون ها مي خواند.آن چه را به صورت انديشه واحساس وتصاوير ذهني وكلام از خود بيرون مي فرستيد همان را به سوي زندگي وامورتان مي كشانيد.امادر ازاي هيچ نمي توانيد چيزي بستانيد.

دليل اينكه در اين عالم فراواني هنوز فقر است اين است كه بسياري از مردم اين قانون اصلي زندگي را نمي فهمند واين حقيقت را در نمي يابند كه براي قدرت جذب نخست بايد بياموزند كه در ازاي هيچ نمي توانند چيزي بستانند. به عبارت ديگر پيش ازدرو كردن بايد بكاريد .آنها كه نمي بخشند در زمين توانگري تخم نمي پاشند.ازاين رو نمي توانند بابركت بيكران خدا تماس حاصل كنند.در نتيجه براي سرازير شدن ثروتها ونعمتها وبركتهاي غني و جوهر بيكران كائنات راه نمي گشايند.

اگربه افراد فقير بيشتر توجه كنيد  به اين حقيقت پي برده و متوجه مي شويد كه آنها تنها دست بگير دارند.ابدا از طريق بخشايش قانون توانگري را بر نمي انگيزند.در عوض مي كوشند درازاي هيچ چيزي بستانند بي خبر از آنكه اين امر محال است.در نتيجه در همان فقر دائمي خود به سر مي برند.شايد فكر كنيد:((از چنين افراد بدبخت وتنگدستي چه توقعي مي توان داشت؟آخر آنها آه ندارند كه با ناله سودا كنند چه در دست دارند تا به كسي بدهند؟))انسان همواره مي تواند چيزي محسوس يا نامحسوس راببخشايد تا موجب تماس او با خزانه بيكران خدا شود.

بيوه زني كه خانه يي پراز بچه روي دستش مانده بود به مشاوري تلفن كرد.نه پولي داشت ونه غذايي كه  بتواند شكم بچه هايش را سير كند.موقع ناهار بود وبچه هايش از روز پيش چيزي نخورده بودند وعيلش نمي رسيد كه چه بايد بكند وگيج و درمانده شده بود.مشاوري كه به اين تلفن پاسخ ميداد به خوبي وضعيت زن را درك مي كرد.خودش در موقعيتي مشابه در يافته بود كه انديشه توانگر مي تواند راه ((مائده هاي آسماني)) را بگشايد.پس دركمال شفقت ومهرباني قدرت جادويي هرگونه بخشيدن رابراي زن توضيح دادواورا تشويق كرد كه هرطور كه مي تواند اين جوهر رابه گردش در آورد وخودش حركت را آغاز كند تا اين جوهر به شكل مناسب در زندگيش متجلي شود.

البته هنگامي كه مشاوراين حقيقت رابراي زن توضيح داد كه براي ستاندن نخست بايد بدهد اولين واكنش او همان بود كه نخستين واكنش من وشما به هنگامي كه نخستين بارمي شنيديم كه براي گرفتن نخست بايد داد.زن پاسخ داد:((متاسفانه چيزي ندارم كه بدهم.))مشاور به ارامي گفت): البته كه همه ما چيزي براي بخشيدن داريم.حتي اگر نتوانيم بي درنگ به آن پي ببريم همواره چيزي براي دادن وجود دارد.)آنگاه زن پريشان را تشويق كرد كه پرامون خود بنگرد وهدايت بطلبد كه در اين لحظه چه چيز رامي تواند ببخشد وهديه بدهد.

مشاور بيوه زن را مطمئن كرد كه همراه او دعا خواهد كرد تا به يمن هدايت الهي بتواند چيزي بدهد تا آنكه بتواند چيزي نيز بستاند.مشاور به زن گفت پس از انكه بادادن چيزي اين جوهرالهي را به جريان انداخت بايد باچيدن ميز ناهار وتهيه فهرست خواربار مورد نيازش خود رابراي دريافت غذاي كودكان وپولي كه براي خريد خواربار لازمداشت اماده كند وايمان داشته باشد كه اين پول به زودي متجلي خواهد شد.

بيوه زن سرشارازايمان ارام به دعانشست وهدايت طلبيد كه چه مي تواند بدهد.ناگهان گلهاي باغچه اش رابخاطر اورد.برخاست وانها راچيد وشادمانه براي همسايه بيمارش برد.انگاه ميز ناهارش رابابهترين ظروف چيد.اين كار دركودكانش شادي وهيجان وانتظار غذايي خوب افريد.درحال نوشتن فهرست خواربار مورد نيازش بو كه شخصي كه از مدتها پيش به اومقروض بود ازدروارد شد وقرض خود را پرداخت.حال انكه بيوه زن اين را فراموش كرده بود.   

اگر تنها يك پيام را به گوش جهانيان بخواهم برسانم مي گويم:نمي توانيد در ازاي هيچ چيزي بستانيد.اما به يمن بخششها وايثارهاي خود مي توانيد صاحب عالي ترين موهبتها شويد.

هنگامي كه امرسون نوشت )): از دلهاي بزرگ پيوسته نيرويي نهان بر مي خيزد كه بي وقفه رويدادهايي عظيم رابه سوي خود  مي كشاند.))شايدمنظورش توضيح همين قانون داد وستد يا تشعشع وجاذبه بود.اما دلهاي بزرگ كدام دلهاست؟همان دلهايي كه جرات اتديشيدن به انديشه هاي بزرگ را دارد و به جاي شكست ومشكلات وتنگنا در انتظار كاميابي وتوانگري است.در انديشيدن به شكست ومشكلات وتنگنا كدام فظيلت ارزشمند وتحسين انگيز را مي بينيد؟تجربه شكست ومشكلات وتنگنا بسيارآسان است. اما هرچه بيشتر به آنها فكركنيد بيشتر به آنها مي چسبيد.

چه بسيار اين گلايه را مي شنويم كه :((چرا همه بلاها بايد برسر من بيايد؟چرا من فقط مي بازم وهرگز برنده نمي شوم؟گلايه معمولا چنين آغاز مي شود و به گفت وگويي لبريز از تجربه هاي ناخوشايند زندگي وانتقاد از كار وهمكاران وافراد خانواده وجنگ وجنايت وبيماري واوضاع وشرايط سخت مي انجامد.))                                                                                                                                                                                        همه ما خواه اگاه وخواه نا اگاه همواره قانون تشعشع وجاذبه را به كار مي بريم.اما اگر مي خواهيد در زندگيتان شاهد توانگري وكاميابي بيشتر باشيد بايد اگاهانه وجسورانه عنان انديشه ها واحساسهاي خود را به دست بگيريد وديگر بار انها را به سوي توانگري وكاميابي هدايت كنيد.اين باشماست كه دل وجرات به خرج دهيد وانديشيدن  به چيزهايي راآغاز كنيد كه نهايت آرزوي  شماست.اين وظيفه شماست كه خود را از تجربه ناخوشايند اين لحظه برهانيد وبيرون بكشانيد.به محض اينكه انديشه خودرا درباره آنها عوض كنيد اوضاع وشرايط عوض مي شوند.

آنچه را به راستي در ژرفاي وجود مي انديشيم ناخود اگاه به سوي خود جذب مي كنيم نه آنچه رادربرابرديگران برزبان مي آوريم.ضرب المثلي قديمي مي گويد)( آنچه هستيم جايگاهمان راتعيين مي كند:انديشه هاي دائمي مانيز آنچه را هستيم مي نماياند.))

بسياري از مردم بدون آنكه نخست عادت به تشعشع معادل ذهني موضوعي را در خود بپرورانند سخت مي كوشند كه از راههايي سطحي موهبتهاي بزرگي رابه زندگي خود فراخوانند.آنگاه وقتي تلاش هايشان به شكست ونوميدي مي انجامد به تلخي دلسرد مي شوند.

آگاهي از اينكه مي توان همه چيز را نخست در ذهن به انجام رساند وپي بردن به اينكه ذهنتان قدرت الهي شماست كه مي توانيد در جهت خير ان را به كار ببريد شگفت انگيز است. دليل اينكه مي توان همه چيز را نخست در ذهن به انجام رساند اين است كه ذهن حلقه اتصال ميان عالم محسوس وعالم نا محسوس است.

در اين روزگار شگفت با شماست كه سلطه معنوي خود را بر همه عناصر اعلام كنيد وهمه موهبتهاي نيكو را بطلبيد ودل وجرات به خرج دهيد وجهانتان را به صورت دلخواهتان دگرگون يا رام كنيد! البته همه قدرتها براي آفرينش نيكي –وتنها نيكويي- به شما داده شده است. مشكلات زماني به سراغ انسان مي آيد كه از اين قدرت در راه معكوس استفاده كند.

اين آگاهي كه اگر در انديشه ها و احساسها وانتظارهايتان توجه خودرابه طور پيوسته وآگاهانه به هرچيز معطوف كنيد تجربه هاي زندگيتان را مي آفريند چه احساس رهايي واسايشي مي بخشد.با اين وقوف,زندگي آسان تر ورضايت بخش ترمي شود.احساس مي كنيد مشاجره والتماس واستدلال واستغاثه ودرخواست لازم نيست.در عوض آرام توجه خود را به انديشه هايتان معطوف مي كنيد وذهنا آنچه را مي خواهيد در زندگي تجربه كنيد بر مي گزينيد ومي پذيريد ومتشعشع مي سازيد.اين كار حتي پيش از آنكه ثمرات غني سرازير شوند به شما احساس پيروزي وسر افرازي مي بخشد.

براي جذب موهبت دلخواهتان بايد تشعشع شما آگاهانه باشد اگر نه در انديشه هايي محدود فرو مي رويد ونتايجي محدود مي آفرينيد. شايد زندگي بسياري از افراد را به ياد آوريد كه موفق مي نمايند وظاهرا لياقت اين موفقيت را ندارند آنگاه به فكر مي افتيد كه شايد اين قانون آنقدرها نيز دقيق نيست. اما به خاطر داشته باشيد كه اگر كاميابي آنها بر پايه استوارانديشه واحساس درست بنا نشده باشد سلامت وثروت وسعادتشان به وقتش از هم فرو مي پاشد. اما به جاي اين انديشه كه آيا قانون تشعشع وجاذبه در زندگي ديگران درست كار مي كند يا نادرست آرام در راه خود گام برداريد تا قوانين انديشه توانگر را در زندگي خويشتن به اثبات برسانيد.

سهامداري كه همكارانش مدام گوش به زنگ گزارش هاي بازار بودند و از كسادي اوضاع مي ناليدند آهسته به اتاقي ديگر خزيد وآرام استراحت كرد.در آرامش ‍‍‍ژرف اين انديشه را متشعشع ساخت كه:((هم اكنون همه چيز وهمه كس مرا توانگرمي سازد.))ناگهان زنگ تلفن به صدا در آمد.در مدتي بسيار كوتاه از پشت تلفن وارد چندين معامله سود بخش شد.در مدتي بسيار كوتاه از پشت تلفن وارد چندين معامله سود بخش شد.گوشي تلفن را گذاشت ديگر بارزنگ زد ووارد چندين معامله ديگر شد.  

همه ما چون مغناطيس هستيم! ودر مقام مغناطيس لازم نيست كاميابي و توانگري را به زور به سوي خود بكشانيد. مي توانيد به جاي پرسه زدن در پريشاني وفشار وانتقاد واضطراب وافسردگي وعدم بخشايش وحس تملك كه همه گونه بدبختي ومشكل وشكست را به خود جذب مي كند آن جايگاه ذهني وجدآميز واميد وانتظار توانگرانه رادرخود بيافرينيد كه موهبتهاي نيكوي عالم راشتابان به سوي شما مي كشاند.

از انجا كه مي توانيد صاحب معادلهاي محسوس ونامحسوس همه چيزهايي باشيد كه جسورانه برمي گزينيد يا ذهنا به تشعشع آن مي پردازيد پس هيچ چيز را جدا يا بيرون ازخود نپنداريد.ازاين انديشه دست بكشيد كه مردم واوضاع و شرايط قادرند شما رابيازارند يا آسيب برسانند. اين دريافت راآغاز كنيد كه هيچ چيزنمي تواند از ميان شما وموهبتي كه جسورانه در ذهن خود بر مي گزينيد و از طريق انديشه ها واحساسها وكلام وانتظارهايتان باز مي تابند بايستيد.

ذهنا بر گزينيد وبازبتابانيد.قلبا برگزينيد وبازبتابانيد.پيوسته وناگسسته بر گزينيد وبازبتابانيد.همه ما از جوهري محصور يا نيرويي الهي سرشاريم كه مشتاقانه مي خواهد ازاين حصار برهد وبراي ما ازطريق ما وپيرامون ما كار كند. روانشناسان مي گويند كه انسان عادي تنها از ده درصد قدرت ذهن خويش استفاده مي كند .صاحب نظران علم پزشكي مي گويند كه انسان عادي تنها از 25درصد توانايي جسمي خود سود مي جويند.روانشناسان مي گويند كه بازده يك ساعت كار متمركز ذهن بيش از24ساعت كار جسم است.بعضي ازروانشناسان حتي معتقدند كه حاصل كار يك ساعت انديشه متمركز بيش از يك ماه كار جسماني است.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:31 توسط |

حتما اين را شنيده ايد كه طبيعت خلا را دوست ندارد.قانون خلا يكي از قدرتمند ترين قوانين توانگري است.هرچند عمل كردن به آن ايماني جسورانه ودلاورانه مي خواهد تا بتوان ثمرات كامل آن را درو كرد.هنگامي كه انساني صادقانه در راه توانگري مي كوشد وتنها توانگرانه مي انديشد اما هنوز شكست مي خورد معمولا به اين دليل است كه از قانون خلا استفاده نكرده است.

قانون خلا در اصل اين است :اگر در زندگيتان طالب موهبتي عظيم هستيد بي درنگ خلا بيافرينيد تا بتوانيد موهبت دلخواهتان رادريافت كنيد!به عبارت ديگر :خود را از شر آنچه نمي خواهيد خلاص كنيد تا براي آنچه مي خواهيد جا باز كنيد.اگر در گنجه لباس شما لباسهايي هست كه ديگر مناسب خود نمي يابيد اگر در خانه يا محل كارتان لوازمي داريد كه ديگر از آنها استفاده نمي كنيد اگر.....همه چيزها وروابط مرئي ونامرئي غير لازم را از زندگيتان بيرون برانيد وايمان داشته باشيد كه همه آنچه را به راستي مي خواهيد وآرزو منديد به دست خواهيد آورد.معمولا تا خودتان را از شر آنچه نمي خواهيد خلاص نكنيد نمي توانيد دريابيد كه به راستي چه چيز را مي خواهيد.

در تجربه هاي زندگي در مي يابيد هرگاه نتوانسته ايد به موهبت دلخواهتان برسيد به اين دليل بوده است كه مي بايست چيزي را رها مي كرديد تا براي خواسته خود جا باز كنيد. جوهرهاي نو نمي توانند در جايگاه آشفته بنشينند.

اگردر زندگيتان طالب موهبتهايي عظيم تر هستيد به پيرامونتان بنگريد و ببينيد چه چيزهايي را مي توانيد رها كنيد تا براي موهبتهاي عظيم تر جا بگشاييد. چگونه خودتان را از شر چيزهايي كه نمي خواهيد از زندگيتان بيرون برانيد خود به خود براي آنچه مي خواهيد جا باز مي كنيد. با رها كردن چيزهاي كوچكتر براي ورود موهبتهاي عظيم تر راه مي گشاييد.

زن وشوهري به هنگام اسباب كشي به خانه جديد شان قانون خلا را به كار بستند. از خانه قديم خود تنها اثاث ولوازمي را برداشتند كه به راستي دوست مي داشتند يا براي روح وفضاي خانه تازه شان مناسب مي يافتند. بي باكانه مقدار زيادي از اثاث و اشيا كهنه را به ديگران بخشيدند و در خانه نو تعمدا جاهايي را خالي گذاشتند ومجسم كردند كه در اين فضاهاي خالي تنها اثاثي قرار مي گيرد كه به راستي دوست مي دارند. مدتي گذشت وچيزي پيش نيامد. اما آنها با پشتكار به تجسم خود ادامه دادند و اشيا واثاثي نو وبسيار زيبا و متناسب را در آن فضاهاي خالي مجسم كردند.

يك روز نيز به شوهرش كه در شركتي بزرگ كار مي كرد گفتند چون از كار او بسيار راضي هستند مي خواهند علاوه برپاداش مالي اين امتياز را نيز به او بدهند كه بتواند تا مبلغ معيني هر چه مي خواهد براي خود بخرد يكي از كالاهايي كه مي شد با اين امتياز خريد اثاث و مبلمان منزل بود.

هرگاه شهامت ايجاد خلا را داشته باشيد جوهر كائنات براي پركردن جاي خالي مي شتابد.اين قانون شامل عرصه هاي معنوي وذهني وجسمي زندگي مي شود.

مردي بازرگان سخت بيمارشد و هفته ها زير نظر پزشك بود. پزشكش كه طبيبي ماهر بود همه راههاي پزشكي را آزموده ونتيجه يي نگرفته بود. مرد همچنان تحليل ميرفت و روز به روز ناتوان تر مي شد. گويي جسمش آكنده از سمي بود كه به اين آساني از بين نمي رفت.سرانجام شبي كه از تبي شديد و سرفه هايي مدام خيس عرق بود قانون خلا را به خاطر آورد و دريافت كه حتما بايد چيزي را رها كند .از آنجا كه از اثر ژرف ذهن وهيجانات وعواطف بر جسم آگاه بود انديشيد شايد بايد از گرايشي ذهني يا احساسي هيجان آميز دست بردارد تا اين درد وتب و ناتواني ريشه كن شود.ناگهان در آرامشي ژرف فرو رفت و از خرد الهي خواست تا براو آشكار كند كه چه حسي را بايد از دست بدهد. مردي را به ياد آورد كه نسبت به او كينه يي شديد به دل گرفته بود. پشت سر او بد گويي كرده و حتي درصدد انتقامجويي از او برآمده بود.آنگاه رويدادهايي را كه سبب اين كدورت شده بود از نظر گذراند و به اين نتيجه رسيد كه چه بسا روح آن مرد از اين ماجرا بويي نبرده باشد و اصلا نداند كه احساسات او از آن رويداد جريحه دار شده است.در هر حال دليلي براي كينه به دل گرفتن وجود نداشت.

همچنان كه از تب مي سوخت بارها در دل خود تكرار كرد:من كاملا تو را مي بخشم. تو را رها مي كنم و مي گذارم به راه خود بروي. تا آنجايي كه به من مربوط است آنچه بين ما پيش آمد براي ابد تمام شده است. نمي خواهم كه تو اندك آسيبي ببيني.من آزادم و تو نيز آزادي و همه چيز عالي است.

 چندي نگذشته بود كه سرشار از احساس آرامش و رهايي پس از چند شب بي خوابي به خوابي ژرف فرو رفت. صبح فردا تبش قطع شده بود. پزشكش گفت كه سم بدنش به طرزي معجزه آسا يك شبه از جسمش خارج شده است. سرانجام حالش رو به بهبود گذاشت.اين مرد از طريق عفو وبخشايش توانست خلا مورد نياز را براي سلامت وزندگي تازه اش ايجاد كند.     

بيشتر مردم از واژه ((عفو و بخشايش)) مي هراسند و مي پندارند كه بايد به كاري ناخوشايند يا نمايشي چشمگير دست بزنند .عفو و بخشايش يعني رها كردن آرمانها وانديشه ها واوضاع و شرايط كهنه به منظور جاباز كردن براي چيزي بهتر.بزرگترين فايده ((عفو و بخشايش ))اين است كه خلا مي آفريند و براي موهبتي تازه جا مي گشايد.

هرگاه مشكلي حل نمي شود نشانه اشكار نياز به عفو و بخشايش كسي يا چيزي است.اگر يك نفر از كساني كه در اين مساله دخالت دارند حركت ((عفو و بخشايش ))را آغاز كنند همه به شيوه يي مثبت پاسخ خواهند داد و راه حل نيز پيدا خواهد شد. در اينجا يكي از فنون ((عفو و بخشايش)) را به شما مي آموزم كه مي توانيد براي هر موهبتي كه هم اكنون در زندگيتان نياز داريد خلا بيافريند.

خلا بيافرينيد

در اينجا يكي از فنون ((عفو و بخشايش)) را به شما مي آموزم كه مي توانيد براي هر موهبتي كه هم اكنون در زندگيتان نياز داريد خلا بيافريند:هر روز نيم ساعت آرام بنشينيد و همه كساني را كه با آنها هماهنگ نيستيد يا نسبت به آنها احساسي ناخوشايند داريد ذهنا ببخشيد.اگر كسي را به بي عدالتي متهم كرده ايد ,اگر از كسي انتقاد يا پشت سرش بدگويي كرده ايد ,اگر كارتان با كسي به دعواي قانوني كشيده است ذهنا از آنها عفو و بخشايش بطلبيد.ذهن نيمه هشيار آنها پيام شما را خواهد گرفت و پاسخ مثبت خواهد داد.اگر به خودتان نيز اين اتهام را وارد كرده ايد كه شكست خورده ايد يا خطا كرده ايد خودتان را نيز ببخشيد.عفو و بخشايش مي تواند خلا بيافريند و راه توانگري و كاميابي شما رابگشايد.براي بخشيدن ديگران در ذهن خود تكرار كنيد:((عشق بخشاينده خدا ما را آزاد كرده است. عشق الهي اكنون ثمراتي نيكو و كامل مي آفريند و ديگر بار ميان ما صلح وصفا بر قرار مي شود. من تو را به ديده محبت مي نگرم و از شكوه كاميابي و توانگري و موهبتهاي تو به وجد مي آيم.))

براي كاميابي و توانگري خودتان ذهنا تكرار كنيد:((من تنها در پناه عفو و بخشايش و لطف و مرحمت خدا هستم.))

آيا در انديشه ايد كه چگونه و از چه راه يكي از مشكلاتتان بايد حل شود؟اگر در چنين وضعي قرار گرفته ايد, رها كنيد, آزاد كنيد, خلاص كنيد بايد از چيزي دست بكشيد يا دست از سر كسي برداريد.در مورد وضعيت يا اشخاصي كه با آنها گرفتاري داريد مدام در دل خود تكرار كنيد :((من رها و آزاد مي كنم .از همه چيز دست بر مي دارم تا همه چيز را به دست خدا بسپارم.))از رها كردن نهراسيد .با رها كردن هيچ چيز را از دست نمي دهيد . رها كنيد تا موهبتهاي خودتان و ديگران آزادانه تر حركت كند و به سويتان آيد.رهايي بر قدرت جاذبه موهبتها مي افزايد.

اما هشداري كه بايد در مورد رها كردن چيزهاي ملموس به شما بدهم .يك بارفردي كه  سراغ گنجه لباسش رفت احساس كرد چه خوب است اگر همه لباسهايم را به خواهرم ببخشم.لباسهايش بسيار عالي بودند اما ديگر از آنها خسته شده بود و چون مدتي بود كه لباس تازه يي در زندگيش پديدار نشده بود فكر كرد بايد اينها را ببخشد تا براي لباسهاي تازه جا باز كند.پس از اين كه لباسه را براي خواهرش پست كرد با شادماني منتظر لباسهاي تازيي شد كه يقين داشت پديدار خواهند شد.اما چند هفته يي گذشت و لباسي پديدار نشد. سر انجام دريافت كه هنوز ذهنا به آن لباسها چسبيده بود و هر روز فكر مي كرد:( اگر هنوز آن لباس را داشتم امروز مي پوشيدم.)پس اكنون نوبت رها كردن راستين بود:رها كردن چيزهايي كه فكر مي كرد رها كرده !در ذهنش سراغ يكايك لباسها رفت وبه يكايك آنها گفت: ( آزادانه تو را رها كردم . كاملا تو را رها مي كنم و مي گذارم بروي.تا آنجا كه به من مربوط است ماموريت تو در گنجه لباسهايم تمام شده وديگر به تو نياز ندارم.)به راستي چه زود لباسهاي تازه و زيبا در گنجه لباسهايش پديدار شدند! گويي جريان مغناطيس به كار افتاد.

هديه يي كه آزادانه و رها عطا نشود اصلا هديه نيست.اگر نمي توانيد به رايگان و بي چشمداشت ببخشيد زحمتش رانيز به خود ندهيد.اما اگر خواستيد ببخشاييد يا هديه بدهيد حتما از سر لطف و بزرگواري آنچه را داده ايد ذهنا رها و فراموش كنيد.اگر نه به كاري نيكو دست نزده ايد وخلا نيافريده ايد.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:27 توسط |

قانون خلاقيت

اكنون كه خلا ايجاد كرده ايد آماده ايد كه از طريق قانون خلاقيت,آن خلا را با موهبتهاي غني نوپر كنيد.درواقع قانون خلاقيت با سه گام اصلي زير همراه است:1)داشتن طرح و برنامه و نوشتن آرزوهاي مربوط به آنها.2)تجسم ذهني كه طرحها و برنامه ها به سرانجام دلخواه رسيده اند.3)تكرار مدام عبارت تاكيدي مربوط به انجام كامل و عالي آنها.

نخستين بخش قانون خلاقيت بسيار مهم است زيرا بدون داشتن طرح و برنامه دو بخش ديگر بي معنا ميشود.

نخستين گام قانون خلاقيت:بهرمندي از آرزويي نيرومند,وتوانايي كاري سازنده براي انجام آن آرزو است.

آرزوي راستين هرگز سست يا سرد و بي رنگ نيست.شديد و نيرومند است. به شيوه يي درست پرورانده و بيان مي شود و نطفه كاميابي را در خود دارد. هرچه آرزويتاننيرومندتر باشد اقتدار شما براي حصول آن موهبت افزون تر مي شود.

اگر آرزويي درست باشد هرمانعي را كه در برابر انجام آن بايستد از سر راه بر مي دارد.آرزوي درست, نخستين گام براي حل مشكلات و رسيدن به جاده توانگري است.

اما چگونه مي توان مشكلات را از سر راه برداشت و به توانگري و كاميابي رسيد؟با اين شيوه كه تمام توجه را به هدفي بزرگ معطوف كنيد.هدف بزرگ همواره با آرزوهايي كوچكتر همراه است كه چون به دست آيد آرزوهاي كوچكتر نيز خود به خود برآورده مي شوند.روانشناسان براين عقيده اند كه وقتي صاحب آرزوها و هدفهايي بزرگ هستيم بر افراد و رويدادها اثر مي گذاريم.گويي همه چيز و همه كس ناخودآگاه مي شنوند و ما را ياري مي كنند تا به آنها برسيم.شگفت اينجاست كه از ميان افراد بيشماري كه مي پندارند مي خواهند موفق باشند تنها انگشت شماري به راستي صاحب آرزوهايي نيرومند هستند مابقي از اينكه در جريان رويدادها و آرزوهايي كوچك شناور باشند خرسندند.اگر بعضي از افراد به جايي رسيدهاند, بدانيد كه آرزويي شديد براي والاترين موهبتهاي زندگي در دل داشته اند.يكي از عباراتي كه همواره تكرارآن را به مردم توصيه مي شود اين است:(من آرزومند والاترين موهبتهاي زندگي هستم و هم اكنون بالاترين و بهترين موهبتهاي زندگي را به سوي خود مي كشانم.)

قانون خلاقيت اين است كه به جاي آنكه آرزوهاي ديرين خود را با اين بهانه كه روياهايي محال هستند سركوب كنيد به طرزي سازنده به آنها بنگريد يعني ببينيد كه آرزوهاي راستين شما چيست و آنگاه آنها را بنويسيد.

از آرزوهايتان فهرستي تهيه كنيد.به طور منظم به سراغ آنها برويد و در صورت لزوم آنها راعوض يا جابجا كنيد.وقتي آرزوهايتان را مي نويسيد جايگاه ذهني آنها نيز منظم ميشود.زيرا تنها زماني ذهن آدمي ثمرات معين به بار مي آورد كه به طرزي روشن به آن گفته شود كه چه بايد بكند.

بسياري از مردم از راههاي بيروني براي توانگري مي كوشند اما به هدف نمي رسند زيرا مي ترسند تكليف خودشان را با انديشه هايشان روشن كنند و به آرزوهايي مشخص برسند.مي خواهند زندگي بهتر و پول بيشتر داشته باشند اما به روشني نمي دانند چگونه مي خواهند بهتر زندگي كنند و به چه مقدار پول بيشتر نياز دارند.بسياري از مردم از قاطع بودن مي هراسند.فكر مي كنند مبادا براي خدا تكليف تعيين كرده باشند.اما همان طور كه دكتر اميلي كدي مي گويد:((هرگاه آرزويي درست و نيرومند به سراغتان مي آيد دست خداست كه در ذهنتان را مي كوبد و مي خواهد موهبتي عظيم تر به شما عطا كند.))اگر آن آرزوهاي درست ژرف را سركوب كنيد و نگذاريد از راهي سازنده بيان و عيان شوند معمولا به بيراهه مي روند و به طرزي مخرب يا به صورت گرايشهاي عصبي و فشارها وهراسها واعتيادها و بيماريهاي رواني و عدم تعادلهاي روحي رواني يا ساير اعمال منفي بروز ميكنند.

توانگري حاصل انديشه و عمل آگاهانه است.زندگي توانگرانه گاه كامياب و گاه ناكامياب نيست.مانند پل يا ساختمان حاصل برنامه ريزي دقيق است.بدون طرحهاي آگاهانه و توانگرانه نمي توان شاهد ثمراتي استوار و پايدارشد.

شايد فكر كنيد در اين لحظه آرزويي مشخص و معين نداريد و نمي دانيد كه به راستي خواهان چه چيز هستيد.در اين صورت از همه چيزهايي كه نمي خواهيد در زندگي داشته باشيد فهرستي تهيه كنيد.از همه چيزهايي كه مي خواهيد از زندگيتان بيرون برود و ريشه كن شود فهرستي تهيه ببينيد و به آنها بگوييد:(همه شما محو مي شويد!مهم شما به نابودي مي گراييد!

حد اقل روزي 15دقيقه به دعاي شفاهي و مراقبه بگذرانيد.درانتهاي 15دقيقه نيز بايد مدتي به طلب بركت و توفيق براي فهرست آرزوهاي خود و تجديد و تعويض و گسترش آنها اختصاص دهيد.آرزوهايي بسيار مشخص و معين را انتخاب كنيد مثلا ميي خواهيد به طور روزانه يا هفتگي يا ماهيانه چقدر پول در آوريد وهمه اينها را در فهرست خود بنويسيد.ضمنا به اينكه چگونه اين آرزو ها بر آورده مي شوند واين موهبتهاي غني در اختيارتان قرار مي گيرند فكر نكنيد.به جاي اين گونه حيرتها تمام نيروي خود را صرف به كار بستن قوانين خلاقيت و توانگري كنند.اين گفته گوته را به ياد داشته باشيد كه :

(آنچه را مي تواني يا مي انديشي كه مي تواني آغاز كن!درجسارت نبوغ و قدرت و سحر و جادو نهفته است.)

اين را بدانيد كه هر آنچه را تصور كنيم به ياري خدا مي توانيم به دست آوريم. اين حقيقت را نيز به ياد داشته باشيد كه موانع از سر راه انساني كه مي داند به كجا مي رود مي گريزد و دور مي شود. گويي همه دنيا حامي انساني است كه مي كوشد برخيزد.

انديشيدن به آرزوهاي خويشتن, بيان سازنده آنها از طريق نوشتن , تعيين زمان دلخواه براي برآورده شدن آنها ودعا براي اين كه لطف خدا شامل حال آرزوها شود داراي اقتداري شگفت است.چه بسا ساده لوحانه بنمايد , اما معمولا حقيقتهاي بزرگ و اسرار قدرتمند ساده اند, آنقدر ساده كه انسان عادي براي يافتن راهي دشوار تر آن را ناديده مي انگارد.

اما بايد اين هشدار را به شما بدهم كه وقتي آرزوهايتان را مي نويسيد با خودتان صادق باشيد.احساس ها و آرزوهاي ژرفتان را بيان كنيد نه آنچه را ديگري برايتان مي خواهد يا آنچه را فكر مي كنيد بايد بخواهيد.اگر خواهان ثمراتي به راستي شادي آور هستيد با خودتان و آفريدگارتان صادق باشيد.

در همه زمينه هاصاحب عالي تر از عالي باشيد.اما اگر ياري خدا را مي طلبي تا اين ملكوت را تجربه كني كمترين كاري كه از دستت برمي آيداين است كه با او و با خودت صادق باشي.اگرنه راه را بر هرگونه توفيقي مي بندي.

شايد بپرسيد:(حتي اگر آرزوهايي والا در دلم نيست آيا باز بايد صادق باشم و صادقانه آنها را بنويسم؟)پاسخ اين است كه :حتما!زيرا با صداقت خود به جاي سركوبي آنها ,آنها را بيرون مي ريزيد و با آنها روبرو مي شويد .آنگاه خدا مي تواند آرزوهايي نيكو و والا را به جاي آنها بنشايند.

يكي از راههاي ساده اما موثر براي بيداركردن قانون خلاقيت اين است كه روز خود را با نوشتن فهرست كارها آغاز كنيم و با نوشتن خواسته ها و آرزوهايمان پايان دهيم.

درپايان روز چند دقيقه بنشينيم و نامه يي تشكر آميز براي خدا بنويسيم و از همه موهبتها وبركتها وكاميابي هاي آن روز به شادي ياد كنيم و سپاس گزاريم.

اگرفن تهيه فهرست از كارها و آرزوهايتان بي اهميت جلوه ميكند بگذاريد به شما بگويم كه بسياري از افراد موفق اين شيوه را به كار مي گيرند اما راز موفقيت خود را فاش نمي كنند.

پزشكي كه تازه چند هفته بود نوشتن در آمد هفتگي دلخواهش را آغاز كرده بود مشاهده كرد كه درآمدش به طرز قابل توجهي افزايش يافته است.قبلا در ذهن خودبه در آمد دلخواهش انديشيده بود اما ارقام به نظرش بزرگتر از آن آمده بودند كه بتواند ذهنا آنها را بپذيرد.اما وقتي ارقام را به سطح هفتگي را بپذيرد. از اين رو بي درنگ متجلي شد.

اگر درمورد مسائل مالي تفاهم مي طلبيد مخفيانه براي فرشته كساني كه در اين كار دست دارند نامه بنويسيد.عارفان مي گفتند كه هركس(( فرشته)) يا ((ضمير)) برتري دارد.هرگاه نتوانيم از راههاي معمول به آن فرشته برسيم بايد مخفيانه برايش نامه بنويسيم.عارفان از اين نيز پافراتر مي گذاشتند و ميگفتند كه تماس با هفت سنخ از آدميان دشوار است.آسان تر است كه براي تماس با آنها به جاي بحث و گفت وگو استدلال از راههاي معمول به فرشته شان نامه بنويسيد.بايد اين را دريابيد كه با هركس كه مشكلي داريد به اين معناست كه نتوانسته ايد از راههاي معمول به او برسيد.پس اگر بكوشيد كه مخفيانه از طريق ضمير برتر يا ((فرشته ))اش به او برسيد چه اشكالي دارد؟

يكي ديگر از فنوني كه به ويزه براي پرداخت قبضها و صورتحسابها سودمند است اين است كه به جاي اينكه در دل نسبت به آنها احساس نفرت و انزجار كنيد روي پاكتشان بنويسيد :(سپاس ميگزارم كه بي درنگ به طور كامل پرداخت مي شوي. از راههاي غني جوهر الهي بي درنگ مي پردازمت.)همچنين ميتوانيد هنگامي كه توده يي از قبضها و صورتحسابها در برابرتان جمع شده اند فهرستي از نامها و مبالغي كه بايد بپردازيد تهيه كنيد و در برابر هر يك از آنها عبارت بالا را بنويسيد.

وقتي اوضاع و شرايط برخلاف ميل شماست هرروز به گوشه خلوت خود برويد و بنويسيد كه مي خواهيد اوضاع و شرايط  چگونه باشند.اين كار نه تنها به ذهنتان كمك مي كند كه پيشرفتهاي دلخواهتان را بپذيريد, بلكه با ذهن نيمه هشيار همه كساني كه در آن كار دخالت دارند همنوا مي شود وهمكاري و ياري آنها را برايتان به ارمغان مي آورد.شايد شيوه يي عارفانه بنمايد, اما اگر بتواند عملا سودمند باشد و ثمراتي نيكو به بار آورد, چرا شيوه عارفي متجدد نباشد؟


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:23 توسط |

قانون تخيل

وقتي فهرستتان را تهيه كرديد و هر روز آن را گسترش و تغيير داديد گامي تازه برداريد.از قدرت تخيل ذهنتان كه نيرويي جادويي است سود جوييد.

در روزگاري زندگي مي كنيم كه دانشمندان علوم ذهني مي گويند انسان مي تواند آنچه را درتخيل خود تصور مي كند بيافريند. تصاوير ذهني اوضاع وشرايط و تجربه هاي زندگي و امور آدمي را مي سازد.به عبارت ديگر, اگر در زندگيتان شاهد شكست و تنگنا هستيد نخست آن را در ذهنتان مجسم كرده بوديد .از اين رو براي از ميان برداشتن اين موانع و مشكلات بايد نخست در ذهنتان آنها را نابود كنيد و همه چيز را به صورت دلخواه ببينيد.

دكتر اميل كوئه(Emile Coue)فرانسوي براي نخستين بار اعلام كرد كه قدرت تخيل بسيار نيرومندتر از قدرت اراده است, واگرتخيل و اراده با يكديگر بستيزند, همواره تخيل پيروز مي شود.

نخستين بار كه درايجاد تصويرذهني مي كوشيم ,اراده آن را نمي پذيرد.اما وقتي تصوير ذهني به اندازه كافي تكرار شد,هر اندازه نمي پذيرد.هر اندازه هم كه براي استدلال قدرت اراده نا متحمل بنمايد,تخيل چاره يي جز پذيرش و تجلي آن ندارد.با مطالعه قوانين گوناگون توانگري ,از اعتقادات محدود كننده و خرافي قرنها انديشه فقيرانه رهايي مي يابيم. 

چون آرزومند موهبتهايي عظيم تر هستيد بايد تصاوير ذهني آنها را در انديشه خود ايجاد كنيد.شايد استدلال بگوييد اين رويا بزرگتر ازآن است كه به وقوع بپيوندد. اگر دلاورانه به تخيل خود بچسبيد, آرزويتان را متجلي خواهد كرد. اميد و انتظارهر آنچه را به ذهنتان بياموزيد ,برايتان خواهد آفريد و جلوه گر خواهد ساخت.

بيشتر اوقات ما نه برنامه يي داريم ,نه تصويري از پيروزي.از اين رو,به زندگي ادامه مي دهيم,بي آنكه هيچ گاه كاملا ببريم يا ببازيم ,تنها مي جنگيم.سان تسه(Admiral Lysander)500سال پيش از ميلاد نوشت:((در همه جنگها,براي پيوستن به پيكار مي توان شيوه مستقيم را به كار گرفت,اما براي پيروزي,راههاي غير مستقيم لازم است.))

وقتي براي تجسم موهبتهايتان نيروي قدرتمند تخيل را به كار مي بريد,ازشيوه غير مستقيمي سود مي جوييد كه پيروزي برمشكلات زندگي را تضمين ميكند.به جاي جنگ با فقر وشكست و مشكلات مالي,كه اغلب بر مشكلاتتان مي افزايد,شيوه غير مستقيم را به كار گيريد.يعني آرام و بي سروصدا بنشينيد وآگاهانه,با پشتكار و مداومت,موهبت دلخواهتان را در تخيل مجسم كنيد.

كاميابي نخست در ذهن زاييده مي شود.

نبايد از روياها و تصاوير ذهني خود براي موهبتهاي عظيم تر,با ديگران سخن نگوييد.ديگران تنها تاجي كه به سر شما مي زنند اين است كه با شك و ترديد و بي اعتقادي خويش, تصاوير زيبايي را كه براي عظمت ساخته ايد پاره پاره مي كنند.

گاه ثمرات نيروي تخيل بي درنگ است.اما اگر برآورده شدن آرزويتان به طول انجاميد ,مطمئن باشيد كه ثمراتي عظيم تر از آنچه فكر مي كنيد به سراغتان خواهد آمد.

روزگاري چارلزفيلمور در مدح قدرت تخيل نوشت:(تخيل اين توانايي را به آدمي مي دهد تا خود را از زمان و مكان بون افكند و وراي هرگونه محدوديت قرار دهد.)

به راستي كه انجام هيچ چيز براي تخيل ناميسر نيست.شايد فكر كنيد :(من هنوز چنان قدرت تخيل آزموده يي ندارم كه بتوانم ثمرات نيكوي تابناكي بيافرينم.آيا راه ساده تري براي آموزش ذهن وجود ندارد؟)

_البته كه وجود دارد.

با ايجاد ((چرخ اقبال))شيوه يي عملي طرح و تدبير مي توان كرد.(چرخ اقبال) به ذهن كمك مي كند تا خود را فراسوي زمان و مكان فرا افكند و از اين راه , فراز محدوديتهاي حاضر بگذرد و ثمراتي شادي انگيز به بار بياورد.

((چرخ اقبال))شيوه يي بسيارساده اما موثراست.مهندسي با ساخت چرخ اقبال توانست صاحب شركت ساختماني بزرگ چندين ميليون دلاري شود كه همچنان با موفقيت كار مي كند.

او _چرخ اقبال_ رابه اين طريق ساخت:

روي مقوايي بزرگ ,دايره يي بزرگ كشيد. دركانون دايره ,تصوير نمادي رباني وآسماني را گذاشت تا نمايانگر قدرتي متعال باشد.آنگاه زير آن تصوير نوشت:((خرد لايتناهي مسوول زندگي من است.اكنون آزاد و پذيرا و مطيعم واز هدايت الهي و تعليم غني او بي درنگي اطاعت مي كنم.))

(اين مهم ترين بخش چرخ اقبال بود ودر مركزدايره بود.)

او محيط دايره را با چهار خط كه به كانون دايره وصل مي شد ,به چهار بخش مساوي تقسيم كرد.آنگاه براي هر يك از آن چهار بخش نامي روي برچسب نوشت و سرجاي خود چسباند((كار ,  خانواده ,  امور معنوي , امور اجتماعي و تفريحات.))انگاه در هر بخش عالي ترين تصوير مربوط به آن بخش را چسباند.

مثلادر بخش كار,عكس هاي مربوط به ((عالي ترين سازمان مهندسي))را كه آرزو داشت درآنجا كار كند و هنوز پاسخ مثبت و قطعي براي آغاز كار را به او نداده بودند چسباند.زير اين تصوير نوشت:(اكنون در پناه خرد الهي,در پرتو عشق الهي, و به يمن هدايت و قدرت الهي به سوي كار درستي كه درانتظار من است كشيده مي شوم تا با ارائه خدمتي عالي,درآمدي عالي داشته باشم. هم اكنون طرح الهي زندگيم به سيماي تجربه هايي ملموس متجلي مي شود تا برايم سلامت و سعادت كامل و موفقيت و ثروت آورد.))  

براي اينكه بتواند درنهايت ايمان به سوي تجربه هاي تازه به پيش برود,در چرخ اقبال خود تصوير دري را چسباند و زير آن نوشت:((چون دري بسته شود, دري بزرگتر وبهتر مي گشايد.))

{{درادامه مطالب مي توانيد متن را دنبال كنيد}


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:20 توسط |

_تو مي تواني با بعضي نيازهاي مهم خود مانند دوستي,غمخواري وحتي نياز مالي  ,مادي ,برخورد كني يا آنها را كسب كني. ولي نمي تواني منتظر باشي تا به نيازهاي اساسي و اوليه خود مانند شادتر و سعادتمند تر شدن برخورد كني. بايد خودت آن را براي خود انجام دهي و به وجود بياوري.

هنگامي كه هريك از ما براي به دست آوردن نيازهاي اساسي خود به زحمت مي افتيم و رنج مي بريم ديگران را مقصر مي شماريم زيرا گمان مي كنيم ديگران بايد هر كاري را براي ما انجام دهند.

_وقتي در حين احساس تزلزل و بي اعتباري به خود فرو مي وريم و به آرامي از خود مي پرسيم:((آيا هم اكنون راه بهتري براي رسيدن به خودم وجود دارد؟)) با انجام اين كار خيلي زود در مي يابيم آن ديگري هم كه ما رفتارش را دوست نداشته ايم دارد عملا همان كاري را مي كند كه احتياج دارد و هنگامي كه او به خودش رسيد سر حال آمد_ با آن حالت شادي و سرور خود _ حال ما را نيز به جا مي آورد.

_ما اصرار نداريم كه هميشه آدم ها به ما فكر كنند .وقتي تو توقع خود را نسبت به اينكه چگونه بايستي با تو تعارف كنند كم كردي و از ((خود))خود انتظار و توقع بيشتري را خواستي پس بدين وسيله ناراحتي خود را كم كرده اي پس بهترين ارتباط ها

هنگامي است كه هريك از طرفين به خودش برسد و هم به ديگري  ,در واقع قبل از هر چيز با خودم ارتباط خوب و ارزنده بايد برقرار كنم.

_وقتي من به خودم نرسم نيازهاي اساسي خود را تشخيص نمي دهم.بنابراين از ديگران انتظار دارم و مي خواهم كارهايي را كه فقط خودم مي توانم و بايد براي خود انجام دهم برايم انجام دهند.درصورتي كه آنها هرگز آن كارها را درست و حتي در حد كافي برايم انجام نخواهند داد.

زيرا ديگران نمي توانند نيازهاي مرا درك كنند ومن در ارتباط با آنان دچار مشكل خواهم شد.آن ارتباط موثر اتفاق نمي افتد , زيرا:

تا زماني كه نتوانم با خودم ارتباط برقرار كنم نمي توانم با ديگران رابطه اي قابل ملاحظه داشته باشم.

_نمي توانم رابطه اي خوب و استوار با ديگران داشته باشم مگر اينكه توانسته باشم با خودم چنين رابطه اي برقرار كنم وآن ديگران هم مي بايست اشخاصي باشند كه توانسته باشند رابطه اي خوب ودرست با خود برقرار كنند.

_يكي از راه هاي خوب به خود رسيدن اين است كه از خود فرار نكنيم.

_ وقتي كارها با سختي و بد بختي انجام مي شوند  ,هنگامي است كه كسي به كمك ما نمي آيد و در آن حالت ضرورت دارد كه خود را نيرومند كنيم.

_موفقيت باطني و دروني آن است كه انسان خودش را دوست داشته باشد.

_جواب درباطن ودرون خود من است.

 

در طول زندگي بايد آموخت:

 

_تو مي تواني با بعضي نيازهاي مهم خود مانند دوستي,غمخواري وحتي نياز مالي  ,مادي ,برخورد كني يا آنها را كسب كني. ولي نمي تواني منتظر باشي تا به نيازهاي اساسي و اوليه خود مانند شادتر و سعادتمند تر شدن برخورد كني. بايد خودت آن را براي خود انجام دهي و به وجود بياوري.

هنگامي كه هريك از ما براي به دست آوردن نيازهاي اساسي خود به زحمت مي افتيم و رنج مي بريم ديگران را مقصر مي شماريم زيرا گمان مي كنيم ديگران بايد هر كاري را براي ما انجام دهند.

_وقتي در حين احساس تزلزل و بي اعتباري به خود فرو مي وريم و به آرامي از خود مي پرسيم:((آيا هم اكنون راه بهتري براي رسيدن به خودم وجود دارد؟)) با انجام اين كار خيلي زود در مي يابيم آن ديگري هم كه ما رفتارش را دوست نداشته ايم دارد عملا همان كاري را مي كند كه احتياج دارد و هنگامي كه او به خودش رسيد سر حال آمد_ با آن حالت شادي و سرور خود _ حال ما را نيز به جا مي آورد.

_ما اصرار نداريم كه هميشه آدم ها به ما فكر كنند .وقتي تو توقع خود را نسبت به اينكه چگونه بايستي با تو تعارف كنند كم كردي و از ((خود))خود انتظار و توقع بيشتري را خواستي پس بدين وسيله ناراحتي خود را كم كرده اي پس بهترين ارتباط ها

هنگامي است كه هريك از طرفين به خودش برسد و هم به ديگري  ,در واقع قبل از هر چيز با خودم ارتباط خوب و ارزنده بايد برقرار كنم.

_وقتي من به خودم نرسم نيازهاي اساسي خود را تشخيص نمي دهم.بنابراين از ديگران انتظار دارم و مي خواهم كارهايي را كه فقط خودم مي توانم و بايد براي خود انجام دهم برايم انجام دهند.درصورتي كه آنها هرگز آن كارها را درست و حتي در حد كافي برايم انجام نخواهند داد.

زيرا ديگران نمي توانند نيازهاي مرا درك كنند ومن در ارتباط با آنان دچار مشكل خواهم شد.آن ارتباط موثر اتفاق نمي افتد , زيرا:

تا زماني كه نتوانم با خودم ارتباط برقرار كنم نمي توانم با ديگران رابطه اي قابل ملاحظه داشته باشم.

_نمي توانم رابطه اي خوب و استوار با ديگران داشته باشم مگر اينكه توانسته باشم با خودم چنين رابطه اي برقرار كنم وآن ديگران هم مي بايست اشخاصي باشند كه توانسته باشند رابطه اي خوب ودرست با خود برقرار كنند.

_يكي از راه هاي خوب به خود رسيدن اين است كه از خود فرار نكنيم.

_ وقتي كارها با سختي و بد بختي انجام مي شوند  ,هنگامي است كه كسي به كمك ما نمي آيد و در آن حالت ضرورت دارد كه خود را نيرومند كنيم.

_موفقيت باطني و دروني آن است كه انسان خودش را دوست داشته باشد.

_جواب درباطن ودرون خود من است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:18 توسط |

.موفقيت بروني در زندگي خانوادگي و كاري موفقيت دروني است.

.مراقبت از كار و حرفه يعني مراقبت از خود خودم.

.براي اين امر زندگي را ساده مي كنم.

.آن چنان با خودم رفتار مي كنم كه انتظار دارم ديگران با من رفتار كنند.

با خودم خوب هستم.

.اغلب در طول روزبراي يك دقيقه نگاه كردن و گوش دادن دادن دست از هر كاري مي كشم.

.به آنچه دارم انجام ميدهم يا فكر مي كنم توجه مي كنم و از خود مي پرسم ((چگونه مي توانم از خود خوب مراقبت كنم؟))

.با آرامش تمام به جوابي كه از درونم برمي خيزد گوش ميدهم به خرد خود به دانش خود بهترينم و در مي يابم چه چيز واقعا برايم بهترين است.

.وقتي آنچه را برايم بهترين است آشكارا تشخيص مي دهم معمولا آن را انجام ميدهم.

                  دليل تاثير:

.هنگامي كه به خوبي از خود مراقبت ميكنيم وبه خود مي رسيم نسبت به خود و حتي ديگران كمتر عصبي وبيشتر خوشحالم.

.هنگامي كه خوشحال تر هستم بهتر كار مي كنم و با اطرافيانم برخورد بهتري دارم.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:13 توسط |

باسلام خدمت دوستان عزيز

از اينكه اين وبلاگ رو انتخاب كرديد ازشما ممنونم

درضمن لطف خود رو نشون مي ديد اگرنظر دادن رو از قلم نندازيد و نظرات خود رو ارائه بديد.

(البته بعضي از دوستان هم كه نهايت لطف خود رو نشون ميدن و نظرميدن ودعوت مي كنند كه به وبلاگشون سر زده بشه فراموش ميكنند آدرس خود رو بگذارند ازاون عزيزان هم تقاضا مي كنم كه آدرس نوشتن رو فراموش نكنند!)

نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 19:11 توسط |


آخرين مطالب
» قولي به وسعت مهربوني دلهاتون
» به اين موارد توجه كنيد
»
» استقامت رمز پيروزي
» راز
» ذهن زیبا
»
» ذهن زیبا
» ذهن زیبا
» خود را درحدي كه هستيد با ديگران مقايسه كنيد

Design By : Pichak